رجوع یا عدم رجوع به داوری طلاق فاقد عسر و حرج
پرسش:
چنانچه زوجه خواهان پرونده طلاق بوده و دلایل وی برای احراز عسر و حرج کافی نباشد، آیا دادگاه میتواند بدون ارجاع امر به داوری حکم به بطلان دعوا دهد یا الزاماً باید قبل از صدور حکم اگرچه دلایل عسر و حرج کافی نباشد، موضوع به داوری ارجاع شود؟
پاسخ:
با توجه به این که عسر و حرج زوجه ثابت و مدلل نشده، موجبی برای ارجاع امر به داوری بـا توجه به مفاد ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 28 آبان1371 وجود ندارد.
ادعای غیر مرتبط با ادعای اولیه خواهان توسط خواندگان
پرسش:
در دعوای مطالبه وجه مورد امانت به طرفیت خواندگان، خوانده ردیف اول با ارائه رسید عادی مدعی میشود که بخش معینی از وجه مورد مطالبه را به خوانده ردیف دوم داده است؛ اما خوانده ردیف دوم در مقام دفاع از خود اظهار میدارد که هر چند رسید عادی مذکور را امضا نموده؛ ولی آن رسید سفید امضا بوده و وجهی از وی دریافت نکرده است. در این فرض، آیا ادعای خوانده ردیف دوم مبنی بر سفید امضا بودن رسید بهطرفیت خوانده ردیف اول در این پرونده مستلزم رسیدگی است یا ایـنکـه ایـن ادعـا بـه تـرتـیـب مذکور شنیده نمیشود و اگر ادعایی دارد، باید جداگانه به طرفیت خوانده ردیف اول اقامه نماید؟
پاسخ:
چنانچه در جریان دعوای مطالبه وجه، یکی از خواندگان مدعی شود که قسمتی از وجه مورد مطالبه خواهان را به خوانده دیگر پرداخت کرده و ادعای او مورد قبول خوانده مذکور واقع نشود، با توجه به این که این ادعا ارتـبـاطـی بـه خـواهان ندارد، دادگاه باید به رسیدگی خود ادامه دهد. رسیدگی به ادعای خوانده مستلزم طرح دعوای جداگانه توسط خوانده اول علیه خوانده دوم است.
عدم نیاز به ابلاغ خاص برای رسیدگی به پروندههای اصل نکاح
پرسش:
قاضی رسیدگیکننده به پروندههایی که اصل نکاح در آنها مورد اختلاف است، آیا باید دارای حکم خاص از طرف ریاست قوه قضاییه باشد؟
پاسخ:
با توجه به ماده واحده قانون اختصاص تعدادی از دادگاههای موجود به دادگاههای موضوع اصل 21 قانون اساسی (دادگاه خانواده) مصوب سال 1376 رسیدگی به مسئله اصل نکاح و طلاق در صلاحیت دادگاههای خانواده قرار دارد و نیاز به ابلاغ خاص نمیباشد.
وکالت یک وکیل از طرفین دعوا
پرسش:
آیـــا در درخـــواســت صدور گواهی عدم امکان سازش یک وکیل میتواند وکالت زوجین را بر عهده گیرد؟
پاسخ:
براساس ماده 37 قانون وکالت یک وکیل نمیتواند در یک پرونده وکالت طرفین را برعهده بگیرد.
عدم درج شغلی معین در اجارهنامه
پرسش:
در قـــــرارداد اجــــارهای کــــه مـشـمــول قـانـون روابـط مـوجـر و مـسـتـأجـر مصوب 1356 میباشد، شغل معینی قید نشده است. آیا موجر میتواند به استناد تغییر شغل مستأجر و براساس بند 7 ماده 14 قانون مذکور تخلیه مورد اجاره بها را بخواهد؟
پاسخ:
دیدگاه نخست: با توجه به بند 7 ماده 14 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 و این که در اجارهنامه عادی شغل معینی ذکر نشده و با توجه به اصل تغییر شغل، دعوای تخلیه به این لحاظ فاقد دلیل میباشد و معیار تغییر شغل عرف است.
دیـدگاه دوم: چنانچه دلایل، قراین و اماراتی وجود نداشته باشد تا بتوان شغل اولیه مستأجر را احراز نمود، بهناچار باید تغییر شغل او را مجاز محسوب کرد و معیار تغییر شغل تعطیل و رها کردن یک شغل و دایر کردن شغلی دیگر است.
عدم اجرای حکم به انتقال سند در فرض عدم تأیید اصالت خودرو از سوی راهنمایی و رانندگی
پرسش:
فردی در مزایده یک دستگاه خودرو برنده میشود؛ اما پس از صدور حکم به انتقال سند، اداره راهـنـمـایی و رانندگی اصالت خودرو را تأیید نمینماید. تکلیف اجرای احکام چیست؟
پاسخ:
چنانچه از عدم تأیید اصالت خودرو، نفی مالکیت محکومعلیه که خودروی متعلق به او برای وصول محکومبه معرفی و مزایده نیز بر آن اساس انجام شده و تملیک بر همین منوال صورت گرفته است، افاده شود، تمامی اقدامات اجرایی اعم از مزایده و تملیک براساس مالی به انجام رسیده که مالکیت محکومعلیه در آن محقق نبوده است. بنابراین با گزارش دایره اجرای احکام، دادگـاه حـکـم کأن لم یکن و ملغیالاثر بودن اقدامات انجام شده را صادر مینماید.
عدم استماع دعوای اثبات مالکیت
پرسش:
چنانچه طبق پاسخ استعلام ثبتی ملک به نام مورث تعرفه و پلاککوبی شده و فاقد سابقه ثبتی باشد، آیا دعوای اثبات مالکیت قابل پذیرش است؟
پاسخ:
اگر ملکی تعرفه و پلاککوبی شده و فاقد سابقه ثبتی باشد، اثبات مالکیت از طریق اجرای مقررات مربوط به ثبت املاک میسر است و دعوای اثبات مالکیت در وضعیت فعلی قابل استماع نیست.
تبعیت دادگاه بدوی از نظر دادگاه تجدیدنظر
پرسش:
دادخواستی به خواسته خلع ید و قلع و قمع مستحدثات از یک قطعه زمین به صورت مفروز تقدیم شده و مستندات خواهانها اسناد مالکیت مشاعی است. یکی از دو خوانده دارای سند رسمی مشاعی است و مالکیت خوانده دیگر ناشی از مالکیت خواندهای است که سند مالکیت مشاعی دارد. دادگاه بدوی به علت این که اسناد مالکیت مـشـاعـی اسـت و ادعـای خـواهـانهـا مـالـکـیـت بـهصـورت مـفـروز میباشد، به استناد رأی وحدت رویه 672 مورخ اول دی 1383 به لحاظ این که خلع ید فرع بر اثبات مالکیت است، قرار عدم استماع دعوا را صادر میکند. دادگاه تجدید نظر با این استدلال کـه طرفین در جزء جزء ملک مالک هستند، اثبات مالکیت را عبث دانسته و پرونده را به دلیل این که خواهانها ملک را به صورت بلامعارض و مفروز در اختیار دارند، اعاده و قرار را نقض مینماید. حال تکلیف شعبه بدوی چیست؟
پاسخ:
صرف نظر از کیفیت قضیه و مـوضـوع خـلع ید و قلع و قمع مستحدثات از ملک مشاع، دادگاه بـدوی مـکـلـف بـه اجـرای نظر دادگاه تجدید نظر است.
تعارض در حکم قطعی
پرسش:
در سال 1384 زوجه طی دادخـواسـتـی مهریه خود را طلب کرده و حکم به نفع او صادر شده است. زوج در سال 1385 دادخواست عدم امکان سازش تقدیم کرده و بـر اسـاس آن مقرر شده است نصف مهریه هنگام اجرای صیغه طلاق و بقیه آن به صورت اقساط پرداخت شود.
پس از 4 ماه زوج دادخواستی به خواسته اعسار از پرداخت مهریه زوجه و تقسیط آن به شعبه دیگری از همان دادگستری تسلیم کرده و اعسار وی مورد قبول واقع شده است. 4 ماه بعد مجدداً زوج دادخواست دیگری تقدیم داشته و مدعی اعسار و خواهان تقسیط مهریه شده و دادگاه نیز اعسار وی را پذیرفته است. حال کدامیک از این آرا قابل اجرا هستند؟
پاسخ:
با توجه به این که مسئله اجرای رأی در مورد گواهی عدم امکان سازش منتفی و حکم قطعی اعسار زوج هم صادر شده است، بنابراین موردی برای صدور حکم ثانوی وجود نداشته و حکم قبلی قابل اجراست.
ماهیت حقالاجرا
پرسش:
حقالاجرا را مانند امور کیفری باید به عنوان جریمه قلمداد نمود یا خیر؟ اگر کیفری نیست، چه عنوانی دارد؟
پاسخ:
حقالاجرا عنوان جریمه یا جزای نقدی ندارد و احکام مربوط به جریمه یا جزای نقدی شامل آن نمیشود. عنوان آن نیز همان عنوان قانونیاش (حقالاجرا) میباشد که در مواد 160 و 161 قانون اجرای احکام مدنی به آن اشاره شده است
|
+| نوشته شده توسط
مجید برجعلی زاده در سه شنبه ششم دی 1390
|